الشيخ أبو الفتوح الرازي
67
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
نكشت و باز آمد و ما را خبر داد تا مدّتى بر آمد . بخت نصّر بزرگ شد و قوى گشت و پادشاه شد و مسلَّط گشت و بيامد و بيت المقدّس ( 1 ) خراب كرد و از بنى اسرايل خلايقى را بكشت ، ما از اين كار دشمن اوييم . سدّي گفت سبب نزول آيت آن بود كه : عمر خطَّاب را زمينى بود بر ( 2 ) در مدينه ، هر وقت آن جا شدى ، و در راه او مدرسه اى بود از آن جهودان ، و در آن جا احبار و علماى جهودان بودند ، هر وقت در آن جا شدى و با ايشان مناظره كردى . چون گستاخ شدند با او روزى گفتند ( 3 ) : يا بن الخطَّاب ! ما از اصحاب رسول ( 4 ) كس را چنان دوست نمىداريم كه تو را . گفت : براى چه ؟ گفتند : براى آن كه ايشان ما را رنجانند ( 5 ) ، و تو ما را نرنجانى ( 6 ) ، و ما را از الفى ( 7 ) كه با تو هست سخنى كه با تو بگوييم با جز تو نگوييم . اين محمّد مردى با خير ( 8 ) است . عمر سوگند داد ايشان را به آن خداى كه توريت به كوه طور سينا بر موسى انزله كرد كه هيچ دانسته اى و شناخته اى كه اين محمّد رسول خداست ، و حقّ است و صادق است . چون اين سخن بشنيدند با هم نگريدند ( 9 ) و هيچ سخن نگفتند . يكى از جملهء ايشان گفت : چرا نمىگويى آنچه او مىپرسد [ 117 - ر ] پس از ( 10 ) سوگندان گران كه داد ؟ و اگر شما نگويى من بگويم : او آن پيغامبر است كه ما نعت و صفت او در توريت ديدهايم و خواندهايم . گفت : پس چرا ايمان نيارى به او ؟ گفتند : سبب آن است كه آن فريشته كه به او مىآيد ، جبريل است و او دشمن ماست . گفت : چه عداوت است شما را با جبريل ؟ گفتند : او صاحب عذاب و خسف و مسخ است ، و اگر به بدل او ميكايل بودى كه صاحب رحمت و رأفت و خصب و
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها را . ( 2 ) . مر : ندارد . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : شدند و انس گرفتند با يكديگر به طريق احسن او را گفتند . ( 4 ) . مج خداى شما ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر شما . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : رنجانيدند . ( 6 ) . مر : نرنجانيدى . ( 7 ) . مب ، مر : الفتى . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : با خبر . ( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نگريستند . ( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب آن كه ، مر آن كه ، مر آن .